تبلیغات
زندگی به سبک قرآن

زندگی به سبک قرآن
رفتار و کردار براساس آیات قرآن کریم

 

« الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساءِ..... »

مردان بر زنان سرپرستی دارند.

 (سوره نساء، آیه 34)

خداوند در قرآن میفرماید:

« الرِّجالُ قَوّامونَ عَلَی النِّساءِ..... »

مردان بر زنان سرپرستی دارند.

 (سوره نساء، آیه 34)

 

موقعیت سرپرستی مرد بر خانواده به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات

 (به عکس زن که از نیروی سرشار عواطف بیشتری بهره مند است)

و دیگری داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر که با اولی بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید.

خانواده به همان اندازه که به لطافت روح، احساسات و عواطف سرشار زن نیازمند است، به قدرت، قاطعیت، تدبیر، مدیریت و رهبری نیز احتیاج دارد و چون این ویِِِِِِژگیها به طور طبیعی و فطری در مرد قویتراست مسئولیت اداره و مدیریت خانواده را اسلام بر عهده او نهاده است.

 به علاوه، تعهد مرد در برابر همسر و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه های زندگی، و پرداخت مهر و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان، این حق را به او میدهد که وظیفه سرپرستی بر عهده او باشد

« الرّجالُ قَوّامونَ عَلَی النّساءِ بِما فَضَّلَ . اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ وَ بِما أنْفَقوا مِن أموالِهِم »

مردان برزنان سرپرستی دارند، به خاطر برتریهایی که خداوند (از نظر قدرت بدنی و مدیریتی)در انهاقرار داده است،

بنابراین سخن این نیست که مردان همیشه درست تصمیم میگیرند و زنان همیشه در تصمیم گیریها اشتباه میکنند تا بگوییم باید حق تصمیم گیری را به مردها بدهیم.

بلکه، سخن بر سر تقسیم کار است.

 مردها به دلیل ویژگیهای جسمی و روحی خود بهتر میتوانند خانواده را مدیریت کنند و زنها نیز به دلیل برخورداری از روحی لطیف و سرشار از احساس و عاطفه، بهتر میتوانند نیازهای عاطفی و احساسی اعضای خانواده را برآورده سازند.

 و این به هیچ وجه عیب و نقصی برای زنها محسوب نمیشود.

 دراینجا توجه به دو نکته ضروری است:

 نکته اول اینکه:

دادن حق مدیریت سرپرستی به مردان، به معنای مطلق بودن فرمانروایی مرد در محیط خانواده نیست، که به دلخواه خود فرمان دهد و زن هم مانند بردهامطیع و تسلیم او باشد).

 مدیریت در خانواده و هر سازمان اجتماعی دیگر برای گردش بهتر امور و جلوگیری ازایجاد اختلال است نه ایجاد حق برای مدیر در زورگویی و آزار و اذیت زیردستان.

بدین جهت ازجمله نکته هایی که باید مورد توجه مرد باشد این است که در امورمربوط به زن و مسائل عمومی خانواده با همسر خود به مشورت و تبادل نظر بپردازد

و تا حد امکان- تا حدودی که مصالح خانواده آسیب نبیند ـ سعی درتأمین نظرات وخواسته های او داشته باشد و در مواقعی که اختلاف نظر بین آن دو وجود دارد با بحث و استدلال منطقی در جهت حل مشکل بکوشد.

بنابراین، همانطور که برای تحکیم بنیاد خانواده، وجود یک سرپرست ضروری است و بدون آن، خانواده به سستی و تزلزل میگراید، خودسریها، خودکامگیها، خودمحوریها و اعمال زور و قدرت بیجا نیز بنیاد خانواده را متزلزل خواهد کرد.

پس بر مرد لازم است که از حق سرپرستی خود سوء استفاده نکند و جز در محدوده شرع و در چارچوب حق سرپرستی، که در قانون اسلام آمده، گامی برندارد و با شیوه های صحیح و رفتاری عاقلانه زندگی را اداره کند.

 چنانکه بر زن نیز لازم است که با زورگویی و خودسری، محیط عاطفی و محبت و مودت خانواده را بر هم نزند و با احترام به حق مرد و پذیرش آن، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند.

 نکته دوم اینکه:

سپردن وظیفه سرپرستی همسر و خانواده به مردان نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آنهاست و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر؛

 زیرا آن صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد و بس.

گاه بعضی چنین تصور میکنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده، و زنان در برنامه اسلام چندان جایی ندارند

شاید منشأ اشتباه آنها پارهای از امتیازها و تفاوتهای حقوقی است که هر کدام دلیل و فلسفه خاصی دارد.

ولی بدون شک قطع نظر از این گونه تفاوتها که ارتباط با موقعیت اجتماعی و شرایط طبیعی آنها دارد هیچ گونه فرقی از نظر جنبه های انسانی و مقامات معنوی میان زن و مرد در برنامه های اسلام وجود نداردفراهم ساخته است.

 (سوره احزاب، آیه 35)

 این آیه دلیل روشنی بر عدم تفاوت زن و مرد در شخصیت انسانی و عدم برتری مردان بر زنان در این زمینه است؛

 زیرا به هنگام بیان ویژگیهای مؤمنان و اساسی ترین مسایل اعتقادی و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه یک ترازو قرار میدهد و برای هر دو پاداش یکسان بدون کمترین تفاوت قائل میشود.

 به تعبیر دیگر، تفاوت جسمی و روحی مرد و زن را نمیتوان انکار کرد، و بدیهی است که این تفاوت برای ادامه نظام جامعه انسانی ضروری است و آثار و پیامدهایی در بعضی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد میکند؛

 ولی اسلام هرگز شخصیت انسانی زن را زیر سؤال نمی برد که آیا زن واقعاً انسان است و آیا روح انسانی دارد یا نه؟!، نه

تنها زیر سؤال نمی برد بلکه هیچ گونه تفاوتی از نظر روح انسانی در میان این دو قائل نیست.

 لذا در سوره نحل، آیه 97 میخوانیم:

« مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ أو اُنثَی وَ هو مؤمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةًً وَ لَنَجزِیَنَّهُمْ أجُرَهُم بِأحسَنِ ما کانوا یَعمَلونَ »

هر کس عمل صالح کند، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میداریم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند، خواهیم داد.


[ سه شنبه 18 فروردین 1394 ] [ 07:26 ق.ظ ] [ مهدی تاجور ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
الم یعلم بان الله یری؟
عالم محضر خداست در محضر خدا چرا معصیت؟!
این آیه شریف سوره مبارکه علق کافی است برای خوب بودن و خوب ماندن ، البته شیاطین نیز بی کار نیستند و در پی ضربه زدن به این نفس مطمئنه هستند.....
یا حق
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب