تبلیغات
زندگی به سبک قرآن

زندگی به سبک قرآن
رفتار و کردار براساس آیات قرآن کریم



خانواده نعمتی از نعمت های پروردگار است که خداوند از جنس بشر برای انسان همسر و فرزندانی قرار داده تا به باطل ایمان نیاورده و به نعمت خدا کفر نورزند (وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یَكْفُرُونَ؛ نحل:72)؛ برخی از این خانواده ها به دستور پروردگار عمل نموده و به یکتا پرستی روی آورده و روابط بین اعضای خانواده را بر اساس اندیشه توحیدی بنا نهاده اند که از آنها به «خانواده های متعالی» یاد می گردد؛ در مقابل برخی از خانواده ها یگانگی پروردگار و ملزومات آن را در اعتقاد، اخلاق و یا رفتار خانواده اصل قرار نداده و «خانواده نااهل» گشته اند؛ که در قرآن کریم به ذکر هر دو گروه پرداخته شده است و مصادیقی از هر کدام ارائه گردیده است؛ البته همیشه ذکر مصادیق با توجه به بایسته ها مطرح بوده است به طوری که بدون ذکر دلیل و بایسته های تعالی یک خانواده، تطبیق آن در دین جهانی و جاودانی اسلام[1] با موارد مشابه و نیازهای روز با مشکل مواجه خواهد شد؛ بویژه که اگر بخواهیم سبک زندگی این خانواده ها و شیوه زیستن و نحوه تعامل میان اعضای آنها را مورد بررسی قرار دهیم که بی شک در این موارد باید به ذکر دلیل و مبانی کلی سبک زندگی نیز پرداخت؛ از این روی لازم است تا ضمن بر شمردن برخی مصادیق به ذکر بایسته ها نیز پرداخت؛ البته به اندازه ای که از اصل بحث دور نگشته و محور بحث از مصادیق به بایسته های دگرگون نشود.

البته شیوه قرآن در تبیین این مصادیق نیز قابل تأمل است؛ نگاه کلی به آیات و سور بیان گر آن است که قرآن در سور مکی بیشتر به ذکر مصادیق خانواده های متعالی پرداخته است؛ خانواده های متعالی اغلب در مورد خانواده انبیاء مطرح است که داستان آنها اغلب در سور مكی آمده است و در سور مدنی در سوره بقره و آل عمران فقط مطرح شده است[2] و بیشتر در پاسخ یهودیان و مسیحیان به صورت محدودی مطرح شده است؛ شاید به این دلیل كه مردم در تربیت با ذكر مصادیق بیشتر تأثیر می پذیرند و قرآن با ذكر مصادیق می خواهد مردم بهتر با موضوعات آشنا شده و به طور مطلوب مطالب را درك نمایند؛ لذا می توان گفت تبیین مصادیق خانواده های متعالی در سبک زندگی جایگاه شایسته و اهمیت بسزایی خواهد داشت.

نگاهی به کتاب هایی که در زمینه سرگذشت انبیاء علیهم السلام - علی الخصوص با نگرش قرآنی - نوشته شده است می تواند ما را با پیشینه این پژوهش آشنا نماید؛ ولی اغلب این کتاب ها از نگاه خانواده به موضوع نپرداخته و بیشتر مباحث تاریخی یا اعتقادی را نقل کرده اند و البته در کنار آن بیانی برای ارائه شیوه زیست و سبک زندگی در این کتاب ها یافت نمی گردد، بر این اساس ضرورت موضوع نیز قابل اثبات است.

بدین ترتیب آنچه در اینجا مورد پژوهش قرار می گیرد پاسخ به این سوالات است که مراد از خانواده در منطق قرآن چه بوده و خانواده متعالی چه تعریفی دارد؟ مراد از سبک زندگی در نگاه زندگی خانوادگی چیست؟ چه مصادیقی از خانواده های متعالی در قرآن ذکر شده است؟ در نهاد اندیشه قرآنی ارتباط خانواده های متعالی با سبک زندگی در قرآن چگونه تبیین گردیده است؟ آیا نمونه هایی از خانواده های نااهل و غیر متعالی در قرآن ذکر شده است و چه لزومی در بررسی آنها وجود دارد؟

لازم به ذکر است که پاسخ به سوالات فوق و تبیین مصادیق خانواده متعالی در سبک زندگی و بررسی کامل ویژگی ها و خصوصیات آن در این محدوده قابل شناسایی کامل نیست، لذا به ذکر کلیاتی از هر کدام بسنده می گردد و لازم است هر یک از این خانواده ها به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرند علی الخصوص در مورد برخی خانواده های ذکر شده از جمله خانواده حضرت یعقوب علیه السلام این موضوع ضرورت دو چندانی احساس می شود؛ البته نحوه تعامل پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با همسرانش نیز جایگاه ویژه ای دارد.

 

 

- معنای لغوی و اصطلاحی

بررسی معنای لغوی و اصطلاحی واژگان محوری پژوهش جهت یکسان سازی تلقی نویسنده و خواننده از واژگان ضرورت دارد تا فرایند انتقال پیام کامل گردد. بدین منظور به بررسی واژه خانواده و اصطلاح «سبک زندگی» خواهیم پرداخت.

 

- خانواده

«خانواده» در لغت به معنای خاندان، دودمان، اهل خانه، زن و فرزند، و فامیل به کار رفته است (دهخدا،1377، ج6، ص 9438) و به اندازه ای معروف است که نیاز به تعریف ندارد؛ اما شاید تصور همه از آن یكسان نباشد، حتی برخی توصیف آن را کار مشکلی دانسته و طبق نظر اکثریت مردم چنین تعریف کرده اند: خانواده در نظر بسیاری از مردم به منزله یك واحد اجتماعی است كه شامل یك زوج متاهل و فرزندانشان است كه در خانه ای در كنار یكدیگر زندگی می كنند. (محمودیان، 1387، ص 77) پس می توان عناصر اصلی تشكیل خانواده را زن و مردی دانست كه مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش زندگی را در كنار همدیگر آغاز می كنند و احتمالاً فرزندانی به جمع آنها افزوده می گردد. برخلاف نظر عموم مردم كه فرزندان را جزء ضروری خانواده می دانند از دیدگاه قرآن خانواده  هایی وجود دارد كه خداوند هیچ فرزندی به آنها عطا نمی كند: لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّكُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ (شوری: 49 و 50)؛ فرمانروایى [مطلقِ‏] آسمانها و زمین از آنِ خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هر كس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد. یا آنها را پسر[ان‏] و دختر[انى‏] توأم با یكدیگر مى‏گرداند، و هر كه را بخواهد عقیم مى‏سازد. اوست داناى توانا.

هدف از تشكیل و تداوم خانواده به تناسب زن و مردی كه آن را تشكیل می دهند متفاوت است كه برخی از اهداف آن را به طور اجمال می توان تحقق جامعه سالم، تداوم نسل، تامین نیازهای اساسی، تربیت اجتماعی نسل، حراست ایمان، جمال اجتماعی، رشد و بالندگی دانست. (محمودیان، 1387، ص 96-84) ولی در منطق قرآن هدف از تشکیل خانواده آرامش انسان و دوستی و مهربانی (روم:21) و ایمان به پروردگار و شکر نعمت پروردگار (نحل 72) معرفی شده است.

قرآن در تعبیر از زن به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده تعابیر گوناگونی را به کار برده است؛ زمانی که از آدم و همسرش سخن به میان می آید واژه زوج به کار رفته است (بقره: 35)؛ ولی در مواردی چون همسر عزیز (یوسف: 51)، همسر نوح (تحریم: 10)، همسر لوط (تحریم: 10) و همسر فرعون (قصص: 9) از واژه امرأت استفاده کرده است؛ علت تفاوت تعبیر را می توان این گونه تبیین کرد که واژه زوج زمانی به کار می رود که مسأله زوجیت یا جفت بودن مرد برای زن محور و معیار سخن اصلی آیه بوده و حکمت و آیتی را بیان می کند یا در مقام تشریع و تبیین حکمی است؛ اما هر جایی که آیت زوجیت یعنی آن آرامش، دوستی و مهربانی به سبب خیانت یا ناسازگاری در عقاید از میان رفته باشد دیگر زوج نیست بلکه امرات است. همچنین در مواردی که فلسفه ازدواج با مسأله ای چون عقیم شده یکی از طرفین از میان برود امرات به کار رفته است نه زوج. (بنت الشاطی،1382ص 224-246)

 همچنین در منطق قرآن هر کسی که از پدر و مادر متولد شود «اهل» آن خانواده به شمار نمی آید همانطوری که در باره فرزند نوح علیه السلام می فرماید: یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ  (نوح:46) و از عموی ابراهیم علیه السلام در آیاتی(مریم 42؛ انبیاء: 52) به «اب» تعبیر نموده است (مجلسی، 1404، ج12، ص 48؛ بلاغی، 1405، ج2، ص 149)

پس می توان گفت: خانواده به كسی گفته می شود كه ارتباط دینی یا آیینی با فرد دارد و به هر زن و شوهری در فرهنگ قرآن خانواده گفته نمی شود؛ لذا گاهی از هم کیشان به برادر تعبیر نموده است: قَالَ ادْخُلُواْ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِی النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّی إِذَا ادَّارَكُواْ فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِن لاَّ تَعْلَمُونَ؛ (اعراف:38) [3]؛ همچنانکه «اخ» علاوه بر اینکه به فرزند پدر و مادر انسان اطلاق می شود[4] به هموطن (و به اصطلاح امروزی یا همشهری) نیز اطلاق می گردد، همانطوری كه به عاد (اعراف: 65)، صالح (اعراف: 73) ، شعیب (اعراف: 85) و نوح علیه السلام (شعراء: 106) اطلاق گردیده است که به عنوان برادری به سوی قوم خود مبعوث گشته اند.

 با این حال مراد از خانواده در این نوشتار همان والدین و فرزندان می باشد با این توضیح که هر کدام به تنهایی موضوعیت دارند یعنی وجود زن و شوهر می تواند به عنوان مصداق خانواده مطرح باشد (همانگونه که در مورد حضرت آدم علیه السلام ذکر می شود)؛ همچنین وجود یکی از والدین به همراه فرزند می تواند مصداق خانواده باشد (نظیر حضرت مریم و حضرت عیسی علیهماالسلام)؛ همانطوری که وجود فرزندان به تنهایی نیز می تواند مصداقی از خانواده باشند (همانند حضرت موسی و هارون علیهماالسلام).

دقت در تعبیر «خانواده های قرآنی» بیان می کند که  مراد از آن می تواند خانواده های متعالی باشد كه در قرآن از آنها ذكری به میان آمده است و همچنین می تواند مراد خانواده هایی باشد كه منش و اخلاق قرآنی دارند؛ بی شك مراد از خانواده های قرآنی در نوشته حاضر مورد اول می باشد.


[ چهارشنبه 19 فروردین 1394 ] [ 03:21 ق.ظ ] [ مهدی تاجور ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
الم یعلم بان الله یری؟
عالم محضر خداست در محضر خدا چرا معصیت؟!
این آیه شریف سوره مبارکه علق کافی است برای خوب بودن و خوب ماندن ، البته شیاطین نیز بی کار نیستند و در پی ضربه زدن به این نفس مطمئنه هستند.....
یا حق
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب